الفيض الكاشاني
244
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىجنگد - يعنى از مغلوب شدن يا از اين كه بر مغلوب شدنش نكوهش شود و بگويند فلانى مغلوب شد بيزار است - ( و گفت مرد ، مىجنگد كه موقعيّت پيدا كند - اين همان طلب لذّت مقام و محبوب شدن در دلهاست - و مرد مىجنگد تا از او ياد شود - اين همان ستايش به زبان است ) - پس رسول خدا ( ص ) فرمود « هر كس براى علوّ برترى كلمة الله بجنگد در راه خدا جنگيده است . » « 91 » ابن مسعود گويد : هرگاه دو صف ( اسلام و كفر ) با هم برخورد كنند فرشتگان نازل مىشوند و نام مردم را بر حسب درجاتشان مىنويسند ، فلانى براى ستوده شدن مىجنگد ، فلانى براى ملك يعنى طمع دنيا مىجنگد . پيامبر ( ص ) فرمود : « كسى كه بجنگد و جز پاى افزار شتر چيزى نطلبد مزدش همان است كه قصد كرده است . » « 92 » اين سخن اشاره به طمع است ، گاه ستايش نمىخواهد و به آن طمع ندارد ولى از رنج نكوهش مىپرهيزد مانند بخيلى كه در ميان بخشندگان قرار گيرد كه مال بسيارى صدقه مىدهند ، اندكى صدقه مىدهد تا به بخل منسوب نشود . او طمع ستايش ندارد ، چرا كه ديگران بر او سبقت گرفتهاند ، و مانند ترسويى كه در ميان شجاعان است و از بيم نكوهش از جنگ نمىگريزد وى طمع به ستايش ندارد ؛ در حالى كه ديگران بر صف نبرد هجوم بردهاند ولى چون از ستايش نااميد است از نكوهش بدش مىآيد ، و مانند مردى كه در ميان گروهى است كه در تمام شب نماز مىگزارند ، پس چند ركعت نماز مىخواند تا به تنبلى نكوهش نشود و طمع به ستايش ندارد . گاه آدمى مىتواند بر از دست دادن لذّت ستايش صبر كند ولى نمىتواند بر درد نكوهش شكيبا باشد ؛ همچنين گاه چيزى را كه به آن محتاج است نمىپرسد از بيم
--> ( 91 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 6 ، ص 46 ، چنين روايت كرده است « ان رجلا سأل رسول الله ( ص ) عن القتال فى سبيل الله عز و جل فقال : الرجل يقاتل غضبا و يقاتل حمّية ، قال : فوقع راسه اليه و ما رفع راسه اليه انه كان قائما فقال من قاتل لتكون كلمة الله هى العليا فهو فى سبيل الله » . ( 92 ) اين حديث را نسائى در ( سنن ) ، ج 6 ، ص 24 ، از حديث عبادة بن صامت روايت كرده است .